![]() |
![]() |
|
| تقدیم به اونیکه هر لحظه به یاد منه |
|
هوای امشبم با فکرت خرابه بدون تو خورشید محاله بتابه تو فانوس شبهای بیداریم باش نجاتم بده واسه گریه کردن به پای تو دیره یه جوری شکستم که گریت بگیره همین امشب از حال من باخبر باش نجاتم بده صداش از جنس بارونای هر روزه دلش وقتی که دلتنگ نمی سوزه چرا این بی طاقتی هامو نمیبینه کسی که رو چشمام چشماشو میدوزه بیا دنیامو عاشق کن به رویایی که شیرینه می دونی روزگار من تو باشی بهتر از اینه خلاصم کن از این حبسی که رنگ آب و آتیشه داره مثل تو تنهایی یه جوری عادتم میشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 0:0 توسط جواد |
|
|
ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 21:30 توسط جواد |
|
|
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیست تصور کن یه مرد و با چشمای خیس نمیخوام نباید تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم شکسته میرم امشب بانو خدا نگه دارت اگر چه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو زجه های کبودم میشه موجب آزارت دیگه صدای گریه ی بی وقتم نمیشکنه سکوت سرد و پر از انبساط افکارت خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقم با اون لباس گلدارت ودل خوشم کنی با یه دروغ مصلحتی که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمینوشی بمونه این آخرین غزلم واسه افطارت شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو به یادگار میبرم امشب خدانگهدارت هر چی لب تو دنیاست مجیز تورو میگن تو که بی لب زاده شده بودی ستمگر هر چی دست تو حسرت دامن تو تو آخرین جوابی واسه یه خواست بی ثمر تعبیر یه خوابی که تو ذهنی خسته است اون آخرین در نجاتی که همیشه بسته است تو یه تکرار خسته ای که فقط یکبار وحدت اون دردایی هستی که بیشمار من تو اسم تو تجزیه شدم بانو تجربه کن منو تو یه مرگی دوباره شعری که خون تو حسرتت لخته میشه آخرین وارث نسل عشق اخته میشه منو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن تموم واژه ها رو تو ذهنت دغدغه کن بزار تکثیر نگاه تو بشم بانو اسم حقیرم و رو زبونت لقلقه کن واسه کسی که خراب عمری زیر آوارت آخرین جمله همینه خدا نگه دارت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 10:0 توسط جواد |
|
|
منو ببخش بخاطرت دوباره چشمام شده خیس
یا مثل من اگه کسی به فکر دردای تو نیست خودت میدونی که برام از خودمم مهمتری ببخش که هر شب از توی فکر وخیالم میگذری ببخش اگه هرجا میری دلم برات شور میزنه تا برنگردی پیش من دلواپسی مال منه ببخش اگه هردفعه من تو آشتی پیش قدم میشم مغرورم اما پیش تو تازه خود خودم میشم از سر شوق عشق من اشکی که روی گونمه ببخش که میلرزه دلم وقتی سرت رو شونمه وقتی تورو میبینمت نگام همش سمت توئه تمام آرزوی من دیدن لبخند توئه اگه دلت رو میزنه حرفای پر محبتم دلخور نشو از دست من،بزن به پای غیرتم صحبت رفتن که میشه بی اعتنایی میکنم ببخش اگه محبتو از تو گدایی میکنم ببخش اگه روی دلم اسم تورو حک میکنم وقتی دلت میگیره من به بودنم شک میکنم ببخش اگه به یاد تو پلکامو رو هم میزارم هر شب تو رویای منی چیکار کنم دوستت دارم وقتی یه کم تو خودمم تو لحظه های بیکسی،خودم میفهمم عزیزم که واسه من دلواپسی وقتی که میبینی چشام دوباره بارونی شده چه مهربون میشی گلم،وقتی میپرسی چی شده پر از غرور دل من،ولی تو بی افاده ای تعارف نمیکنم ولی تو خیلی صاف و ساده ای وقتی محبت میکنی غمهای قلبم میمیره نمیدونم چرا ولی بیخودی گریه ام میگیره از سر تقصیرات من تو خیلی ساده میگذری هرجور حساب کنم بازم تو خیلی از من بهتری دلت شکست فدات بشم اما قسم به جون تو خودم با اشکام جوش میدیم اون دل مهربونتو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 19:59 توسط جواد |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسنده |
|
جواد |
|
RSS
|